۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

منتظر...

نیستی و از تمامی لحظه‌هایم مینویسم برایت. مینویسم به‌ اندازه‌ی تمام بی تو بودنها . مینویسم ...

از نگاهی سرد و خاموش که‌ گرفتار طوفان یأس است ، از نگاهی که‌ هنوز در پی توست وتو اما ..کس ندانست به‌ کدامین راه گم رفته‌ ای ! تو مرا در پس نهادی اما........
اما من  هنوز چشم به‌ راهت مانده‌ام ...

هیچ نظری موجود نیست: